سيد جعفر سجادى
1679
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
( از دستورنامه ص 21 ) . و در اصول ضد محكم است و محكم چيزى است كه مقصود از آن دانسته مىشود و راهى براى تأويل در آن نباشد بر خلاف متشابه كه وجوه تأويلات متضاد در آن راه دارد . ( از كشاف ص 782 ) . رجوع به محكم شود . مُتَشافِعان - ( اصطلاح فلسفى ) متشافعان دو امرى ميباشند كه منقسم نشوند ميان اول و ثانى ايشان چيزى از نوع ايشان نباشد مانند نقطه و نقطه ( از درة التاج جملهء سوم از فن دوم ص 96 ) . مُتَشَبِّه مُبْطِل - ( اصطلاح عرفانى ) كسانىاند كه خود را در زمرهء صوفيان اظهار كنند و از حليت عقايد و اعمال و احوال ايشان عاطل و خالى باشند و ربقهء اطاعت از گردن برداشتهاند و گويند تعبد به احكام شريعت وظيفهء عوام است كه نظر آنها بر ظاهر است و اما حال خواص و اهل حقيقت از آن عالىتر است كه برسوم ظاهره مقيد شوند . متشبهان مبطل بر چند قسماند : 1 - كسانى كه خدمت خلق را دام منافع دنيوى خود كرده باشند تا بدان سبب استجلاب اقوات از اوقاف و اسباب مىكند و اگر آن را در تحصيل غرض و تيسير مراد خود مؤثر نه بيند ترك كند و اين چنين كس متخدم و متشبه مبطل است و بالجمله متشبهان بر چند دستهاند : كسانى كه خدمت خلق را دام منافع دنيوى خود كرده باشند تا بدان سبب استجلاب اقوات از اوقاف و اسباب ميكنند و اگر آن را در تحصيل غرض و تيسير مواد خود مؤثر نه بيند ترك كنند و اين چنين كس متخادم و متشبه مبطل بخادم است . 2 كسانى كه از براى قبول خلق ترك زينت دنيا نمايند و خاطر از جمع اسباب دنيوى بازگيرند و بدان طلب تحصيل جاه كنند در ميان مردم و مردم پندارند كه آنها از دنيا اعراض كردهاند و ممكن است بر ايشان حال خودشان مشتبه گردد كه اين طائفه را مرائيه و متشبه مبطل بزهاد خوانند . 3 كسانى كه دعوى استغراق در بحر فنا و استهلاك در عين توحيد كنند و حركات و سكنات خود را به هيچ وجه به خود اضافت نكنند و گويند حركات ما همچون حركات ابوابست كه بىمحرك ممكن نبود اين طائفه را متشبه مبطل بمجذوبان نامند ( مقدمه نفحات ص 15 ) . 4 كسانى كه ظاهر آنها برسوم فقر متوسم بود و باطن بحقيقت آن غير مطلع و مرادشان بجز دعوى نبود اين طائفه متشبه مبطل به فقرا و مرائيهاند 5 كسانى كه دعوى اخلاق كنند و بر اظهار فسق و فجور مبالغت نمايند و گويند مراد از اين كار ملامت خلق و اسقاط نظر مردم است اين دسته را متشبه مبطل بملاميه گويند ( از مقدمه نفحات ص 15 ) . 6 كسانىاند كه نظر آنها در عبادت كردن قبول و اقبال خلق بود و در دل ايمان به ثواب آخرت نداشته باشند كه آنها را متشبه مبطل بعابد خوانند .